اصطلاحات روزمره انگلیسی بخش جدایی ناپذیر از زندگی هر فرد در دنیای امروز هستند؛ به ویژه در کشوری مانند ایران که یادگیری زبان انگلیسی در مدارس و دانشگاه ها اهمیت زیادی دارد. برای موفقیت در مکالمه های روزمره انگلیسی، باید با اصطلاحات کاربردی زبان انگلیسی و اصطلاحات ضروری انگلیسی آشنا شوید تا بتوانید همانند یک فرد بومی صحبت کنید.
در این مقاله با اصطلاحات انگلیسی روزمره و معادل فارسی آن ها آشنا می شوید که در مکالمات، سفر، محیط کار و شبکه های اجتماعی بسیار پرکاربرد هستند. مطالب این مقاله بر اساس منابع دانشگاهی و معتبر گردآوری شده تا شما به مجموعه ای کامل از اصطلاحات رایج انگلیسی، اصطلاحات کوتاه انگلیسی و اصطلاحات پرکاربرد انگلیسی دسترسی داشته باشید. در این مقاله به معرفی اصطلاحات متفاوت روزمره انگلیسی به فارسی در زمینه های متفاوت می پردازیم. و کاربرد اصطلاحات در مکالمه های روزمره می پردازیم. و جملات کاربردی انگلیسی در زندگی روزمره را بررسی می کنیم. نکات گرامری و روش حفظ سریع idiom های انگلیسی بیان می شود. لیست اصطلاحات انگلیسی روزمره در ایران بیان می شود. برای آشنایی بیشتر و مسلط شدن به تمام اصطلاحات روزمره میتوانید در کلاس های فوق پیشرفته با متد SIC آقای دکتر ملک پور برای آمادگی آیلتس ثبت نام کنید.
اصطلاحات کوچه بازاری و محاوره ای انگلیسی
در مکالمات دوستانه و خیابانی، انگلیسی زبان ها از اصطلاحاتی استفاده می کنند که در کتاب ها کمتر می بینید. این اصطلاحات کوچه بازاری انگلیسی بخش مهمی از جملات محاوره ای انگلیسی هستند و دانستن آن ها باعث می شود صحبتتان طبیعی تر به نظر برسد. این اصطلاحات برای مکالمه های دوستانه، پیام های واتساپی و گفت و گو های خیابانی در روزمره انگلیسی فوق العاده کاربردی اند.
| معنی مثال ها | مثال کاربردی | معنی | اصطلاح |
| هی داداش، چه خبر؟ | ?Hey bro, what’s up | چه خبر؟ / چطوری؟ | ?What’s up |
| نگران نباش. من انجامش میدم. | .No worries. I got it | اشکالی نداره / نگران نباش | No worries |
| رفیق آروم باش موضوع مهمی نیست. | .Dude, chill out, it’s not a big deal | آروم باش | Chill out |
| ببخش تقصیر من بود. | !Sorry, my bad | تقصیر من بود | My bad |
| ممنون قابلی نداشت. | .Thanks! You bet | معلومه/حتما! | You bet! |
| ما معمولا بعد از کلاس با هم وقت میگذرانیم. | .We usually hang out after class | وقت گذراندن با کسی | Hang out |
| آرامش باش مرد، سخت نگیر. | !Take it easy, man | خودتو ناراحت نکن/مراقب باش | Take it easy |
| نگران نباش. چیز خاصی نیست. | .Don’t worry, no biggie | مهم نیست/ چیز خاصی نیست | No biggie |
اصطلاحات مربوط به محیط کار (Business Idioms)
در محیط کاری، استفاده از اصطلاحات کاربردی انگلیسی باعث می شود حرفه ای تر و روان تر به نظر برسید. این اصطلاحات در جلسات، ایمیل های کاری و مذاکره ها بسیار پرکاربردند. مثلا وقتی شما کاربرد got را بدانید متوجه میشوید چه مقدار زیاد می توانید جمله سازی کنید واین اصطلاحات ضروری انگلیسی در رزومه، مصاحبه و جلسات کاری کمک میکنند حرفه ای تر به نظر برسید.
| ترجمه فارسی | مثال | معنی فارسی | اصطلاح |
| بیاید هفته ی بعد هماهنگ کنیم. | Let’s touch base next week | هماهنگ کردن | Touch base |
| باید کار روی این پروژه را شروع کنیم. | We need to get the ball rolling on this project | شروع کردن کاری | Get the ball rolling |
| بالاخره سر برنامه هم نظر شدیم. | We’re finally on the same page about the plan | هم نظر بودن | On the same page |
| سعی کن برای این طرحی خلاقانه فکر کنی. | Try to Think outside the box for this design | خلاقانه فکر کردن | Think outside the box |
| لطفا من را در جریان بگذار. | Keep me in the loop, please | در جریان بودن | In the loop |
| ایده جواب نداد باید از نو شروع کنیم. | The idea didn’t work-back to the drawing board | از نو شروع کردن | Back to the drawing board |
| بریم سر اصل مطلب – پیشنهادت چیه؟ | Lets cut to the chase -what’s your offer | بریم سر اصل مطلب | Cut to the chase |
| اون همیشه طبق قوانین عمل میکنه. | She always does things by the book | طبق قانون عمل کردن | By the book |
| برنامه مون برای هفته ی آینده چیه؟ | What’s our game plan for next week? | برنامه کاری | Game plan |
اصطلاحات مربوط به احساسات و حالات روحی
برای بیان احساسات، زبان انگلیسی پر از اصطلاحات جالب انگلیسی است که هرکدام یک حس خاص را منتقل می کنند. این بخش مخصوص مکالمه های روزمره و روابط شخصی است.
| ترجمه فارسی | مثال | معنی فارسی | اصطلاح |
| وقتی شغل را گرفت، از خوشحالی پر درآورد. | She was over the moon when she got the job. | خیلی خوشحالم | Over the moon |
| این روزها ناراحتم. | I’ve been feeling blue lately. | ناراحت بودن | Feeling blue |
| بعد از عروسیش خیلی خوشحاله. | He’s on cloud nine after his wedding. | در اوج خوشحالی | on cloud nine |
| کل هفته ناراحت بوده. | She’s been down in the dumps all week. | افسرده بودن | down in the dumps |
| از این ترافیک خسته شدم. | I’m fed up with his traffic. | خسته شدن از چیزی | fed up |
| رفت بدوه تا عصبانیتش خالی کنه. | He went jogging to blow off some steam. | خالی کردن عصابنیت | blow off steam |
| قبل از امتحان دلم شور میزد. | I had butterflies in my stomach before the exam. | اضطراب داشتن | Butterflies in my stomach |
اصطلاحات سفر و گردش (Travel Idioms)
در سفر یا هنگام صحبت با توریست ها، این دسته از اصطلاحات زبان انگلیسی کمک می کنند طبیعی تر صحبت کنید. این بخش شامل پرکاربردترین اصطلاحات روزمره انگلیسی در سفر است.
| ترجمه فارسی | مثال | معنی فارسی | اصطلاح |
| بهتره قبل از تاریکی راه بیفتیم. | We’d better hit the road before it gets dark. | سفر را شروع کردن | Hit the road |
| وقتی سفر خارجی میرم سبک سفر می کنم. | I always travel light when I go abroad. | سبک سفر کردن | Travel light |
| یه روستای بکر و خلوت پیدا کردیم. | We found a nice village off the beaten track. | دور از مناطق توریستی/بکر | off the beaten track |
| از صبح دارم میدوم یه لحظه هم استراحت ندارم. | I have been on the go since morning. | همیشه در حال حرکت | On the go |
| برای صرفه جویی در وقت پرواز شبانه گرفتم. | I took a red-eye flight to save time. | پرواز شبانه | Red-eye flight |
| تصمیم گرفتیم وسط راه، در دبی توقف کنیم. | We decided to break the journey in Dubai. | توقف بین راه | Break the journey |
جدول سطح دشواری اصطلاحات روزمره انگلیسی همراه با مثال
در این جدول، اصطلاحات روزمره انگلیسی در سه سطح مبتدی، متوسط و پیشرفته دسته بندی شده اند. هر گروه شامل کاربرد، ترجمه دقیق، مثال واقعی و سطح استفاده در مکالمه است. این ساختار کمک می کند زبان آموز بداند هر اصطلاح در چه موقعیت هایی به کار می رود و چطور وارد مکالمه های مهم انگلیسی شود.
سطح مبتدی (Beginner) – اصطلاحات ساده و پرکاربرد
| ترجمه فارسی | مثال | معنی فارسی | اصطلاح |
| آروم باش، همه چیز خوبه. | Take it easy, everything is fine. | آروم باش | Take it easy |
| این امتحان خیلی آسون بود | This test was a piece of cake. | خیلی آسون | Piece of cake |
| وقتی خوش میگذره زمان سریع می گذره | Time flies when you’re having fun. | زمان سریع می گذره | Time flies |
| تسلیم نشو، می تونی انجامش بدی | Hang in there, you can do it | تسلیم نشو | Hang in there |
| خستم، میرم بخوابم. | I’m tired, I’ll hit the sack. | خوابیدن | Hit the sack |
سطح متوسط (Intermediate) – اصطلاحات کاربردی روزمره انگلیسی
| ترجمه فارسی | مثال | معنی فارسی | اصطلاح |
| شوخی اش یخ رابطه را آب کرد. | His joke helped break the ice | یخ رابطه رو آب کردن | Break the ice |
| مراقب کیفم باش. | .Keep an eye on my bag | مراقب بودن | Keep an eye on |
| ناگهانی بهم زنگ زد. | He called me out of the blue. | ناگهانی | Out of the blue |
| کی راز را لو داد؟ | Who spilled the beans? | لو دادن راز | Spill the beans |
| باید نتیجه کارت را قبول کنی. | You must face the music. | پذیرفتن نتیجه کار | Face the music |
سطح پیشرفته (Advanced) – اصطلاحات حرفه ای و مناسب مکالمه های جدی
| ترجمه فارسی | مثال | معنی فارسی | اصطلاح |
| او همیشه در کار بیش از حد لازم تلاش می کند. | She always goes the extra mile at work. | بیشتر از حد لازم تلاش کردن | Go the extra mile |
| آن ها خیلی تلاش کردند تا به ما کمک کنند. | They bent over backwards to help us. | نهایت تلاش را کردن | Bend over backwards |
| از دست دادن آن کار در نهایت به نفعم شد. | Losing that job was a blessing in disguise. | یک اتفاق بد که خوب از آب درمیاد | A blessing in disguise. |
| باید خلاقانه فکر کنیم. | We need to think outside the box. | خلاقانه فکر کردن | Think outside the box. |
| این ماشین خیلی گرون در نمیاد. | This car won’t break the bank. | هزینه خیلی زیاد داشتن | Break the bank |
نکات گرامری در استفاده از اصطلاحات روزمره انگلیسی (Grammar Notes for Idioms)
در یادگیری اصطلاحات روزمره انگلیسی، دانستن نکات گرامری ساده ولی مهم باعث می شود از آن ها درست در جمله استفاده کنید.
1-جایگاه در جمله: اکثر idiom ها مانند افعال یا قید ها رفتار میکنند. مثلاً در اینجا، idiom مثل یک فعل در جمله عمل میکند.
| معنی فارسی: او تصمیم گرفت کار امروز را تمام کند. | She decided to call it a day. |
2-زمان افعال در idioms تغییر میکند: برخلاف برخی عبارات ثابت، بسیاری از اصطلاحات با زمان جمله تطبیق پیدا میکنند:
| Present: I get along with her. |
|---|
| Past: I got along with her. |
| معنی فارسی: باهاش خوب کنار میاومدم. |
3- جمع و مفرد درون idioms تغییر نمیکند: اصطلاحات معمولاً ساختار ثابت دارند و نباید در آن ها جمع یا مفرد اضافه شود:
| He spilled the beanses. اشتباه |
| He spilled the beans. درسته |
| معنی فارسی: راز را فاش کرد. |
4-ترجمه تحت اللفظی اشتباه است: بسیاری از idiom ها معنای ظاهری ندارند. مثلاً Break a leg!” “معنی «پایت را بشکن» نمی دهد، بلکه یعنی«موفق باشی! ».
5– استفاده در موقعیت های رسمی و غیررسمی: در نامه ها و ایمیل های رسمی بهتر است از اصطلاحات عامیانه پرهیز کنید. اما در اسپیکینگ آیلتس یا مکالمه های روزمره، استفاده از idioms نشانه ی تسلط بالاست.
روش های حفظ و تمرین اصطلاحات روزمره انگلیسی
یکی از سخت ترین بخش های یادگیری زبان انگلیسی، به خاطر سپردن اصطلاحات است. در این قسمت بهترین روش های یادگیری زبان انگلیسی بصورت علمی و کاربردی برای حفظ idiom های انگلیسی را می بینید:
v دسته بندی موضوعی : اصطلاحات را بر اساس موضوع یاد بگیرید. این کار باعث می شود ذهن شما ارتباط معنایی بین آن ها ایجاد کند. (مثل همین مقاله):
ü اصطلاحات سفر
ü اصطلاحات کاری
ü اصطلاحات احساسی
v ساخت فلشکارت: هر کارت شامل idiom، معنی فارسی، و مثال باشد. مثلاً:
| معنی فارسی: راه افتادن. | Hit the road. |
| ما صبح خیلی زود راه افتادیم. | “We hit the road early in the morning.” |
v استفاده در مکالمه واقعی: وقتی با دوستان یا همکلاسی ها انگلیسی صحبت می کنید، خودتان را مجبور کنید از ۲ یا ۳ اصطلاح جدید استفاده کنید.
| معنی فارسی: | مکالمه انگلیسی |
| A: سفر چطور بود؟
B: عالی بود! ما ساعت 5 صبح راه افتادیم. |
“?A: “How was your trip
B: “It was awesome! We hit the road at 5 a.m.
|
v دیدن فیلم و سریال با تمرکز روی idioms : فیلم ها منبع فوق العاده ای برای اصطلاحات کاربردی روزمره انگلیسی هستند. زیرنویس انگلیسی را فعال کنید و هر اصطلاح جدید را یادداشت کنید.
v تمرین با تکرار و جمله سازی : برای هر اصطلاح، سه جمله بسازید. تکرار باعث می شود idiom در ذهن شما ماندگار شود.
| مثلاً برای Fed up (خسته شدن/به ستوه آمدن) سه جمله بنویسید: | مثال |
| معنی: من از این شغل خسته شدم. |
I’m fed up with this job.
|
| معنی: او از منتظر ماندن خسته شده است. |
She’s fed up with waiting.
|
| معنی: ما از این سر و صدا به ستوه آمدیم. |
We’re fed up with the noise.
|

cut it out
اصطلاحات انگلیسی روزمره در ایران و مکالمه های واقعی
در ایران، بسیاری از زبان آموزان از اصطلاحات روزمره در زندگی واقعی یا محیط کار استفاده می کنند. در ادامه چند مکالمه واقعی کوتاه بر اساس idiom ها آورده ایم:
مکالمه بین دو دوست در سر کار:
| معنی فارسی: | مکالمه انگلیسی |
| A: باید امروز این گزارش رو تموم کنیم.
B: نگران نباش، همین الان کار رو شروع می کنیم. A: عالیه، بزن بریم!
|
A: We need to finish this report today. B: Don’t worry, we’ll get the ball rolling now. A: Great! Let’s do it.
|
مکالمه بین دو دوست:
| معنی فارسی: | مکالمه انگلیسی |
| A: امروز خیلی خوشحال به نظر میای!
B: عالیه! تبریک میگم! A: آره، خیلی خوشحالم! امتحانم رو قبول شدم.
|
A: You look so happy today! B: Yeah, I’m on cloud nine! I passed my exam. A: That’s awesome! Congratulations!
|
مکالمه بین دو دوست موقع سفر:
| معنی فارسی: | مکالمه انگلیسی |
| A: کی راه میافتیم؟
B: حدود ساعت ۷ صبح. باید سبک سفر کنیم.
|
A: What time do we hit the road? B: Around 7 a.m. We need to travel light.
|
مکالمه روزمره دو دوست در ایران:
| معنی فارسی: | مکالمه انگلیسی |
| A: شغلت چطوره؟
B: بد نیست، هنوز دارم یاد می گیرم. A: خوبه، ناامید نشو!
|
A: How’s your new job? B: Not bad. I’m still getting the hang of it. A: That’s good. Hang in there!
|
نمونه سوالات بخش Speaking آیلتس :
1-What do you usually do after work or study?
Sample Answer(جواب نمونه) :After a long day, I usually chill out with some music or maybe watch a series on Netflix. Sometimes I hang out with friends if I’m not too tired.
Idioms & Meaning:
* *chill out* استراحت کردن، ریلکس کردن
* *hang out (with friends)* وقت گذراندن با دوستان
2-How do you manage your time during busy days?
Sample Answer: (جواب نمونه): I try to keep things under control by making a to-do list. Sometimes it’s hard, but I always get things done before I call it a day.
Idioms & Meaning:
* *keep things under control* اوضاع را تحت کنترل داشتن
* *get things done* کارها را انجام دادن
* *call it a day* روز کاری را تمام کردن
3- Do you get along well with your family?
Sample Answer (جواب نمونه): Yes, we usually see eye to eye on most things. Of course, we sometimes have our ups and downs, but that’s totally normal in any family.
Idioms & Meaning:
* *see eye to eye* هم عقیده بودن
* *have ups and downs* فراز و نشیب داشتن
4-What do you enjoy most about your home?
Sample Answer: (جواب نمونه): I love the cozy living room — it’s where we catch up as a family and talk about our day. It’s like our comfort zone.
Idioms & Meaning:
* *catch up* باخبر شدن از اتفاقات اخیر همدیگر
* *comfort zone* فضای آرام و آشنا
5-What do you do to unwind after a stressful week?
Sample Answer (جواب نمونه): I usually go hiking. It really helps me blow off some steam and clear my mind.
Idioms & Meaning:
* *blow off some steam* خالی کردن فشار روحی یا استرس
* *clear my mind* ذهنم را آرام کردن
6- Have you picked up any new hobbies recently?
Sample Answer (جواب نمونه): Yes! I recently got into cooking. It’s funny — I used to burn everything, but now I’m getting the hang of it.
Idioms & Meaning:
* *get into (something)* علاقه مند شدن به کاری
* *get the hang of it* یاد گرفتن روش انجام کاری
7-Do you enjoy your studies/work?
Sample Answer: (جواب نمونه): Yes, most of the time. Of course, there are days when things get on my nerves, but I try to look on the bright side and stay positive.
Idioms & Meaning:
* *get on my nerves* اعصابم را خرد کردن
* *look on the bright side* نیمه ی پر لیوان را دیدن
8- Do you think you’re a team player?
Sample Answer (جواب نمونه); Absolutely. I always try to pull my weight and give a hand to my teammates when they need it.
Idioms & Meaning:
* *pull my weight* سهم خود را به خوبی انجام دادن
* *give a hand* کمک کردن
9- Do you like traveling?
Sample Answer(جواب نمونه) :Yes, I’m a big fan of traveling. It’s a great way to broaden my horizons and get a taste of different cultures.
Idioms & Meaning:
* *broaden my horizons* افق دید خود را گسترش دادن
* *get a taste of* تجربه ی کوتاهی از چیزی داشتن
10- Do you prefer traveling alone or with friends?
Sample Answer: (جواب نمونه): It depends. Traveling alone helps me find myself, but going with friends is always more fun — we make unforgettable memories together.
Idioms & Meaning:
* *find myself* خودشناسی، فکر کردن درباره ی خود
* *make unforgettable memories* خاطرات فراموش نشدنی ساختن
سخن پایانی
در نهایت، یادگیری اصطلاحات روزمره انگلیسی مسیر شما را برای تسلط واقعی بر زبان باز می کند. این اصطلاحات مانند چاشنی مکالمه اند؛ بدون آن ها زبان شما رسمی و خشک به نظر می رسد. اگر هدفتان شرکت در آزمون آیلتس یا مهاجرت است، یادگیری اصطلاحات کاربردی زبان انگلیسی ضروری است. پیشنهاد می کنیم با دوره های SIC آقای دکتر ملک پور آشنا شوید در این دوره ها اصطلاحات جدید به شما آموزش داده می شود که با آنها جمله می سازید و در گفتوگو های واقعی استفاده می کنید. با تمرین مداوم، خیلی زود متوجه می شوید که مکالمههای انگلیسی برایتان طبیعی و روان شده اند. برای دریافت مشاوره تخصصی و آموزش پیشرفته اصطلاحات می توانید با دپارتمان زبان موسسه ملکپور تماس بگیرید و مسیر یادگیری حرفه ای انگلیسی را شروع کنید.







